تبليغاتX
دنیای ارتباطی

دنیای ارتباطی

موضوعات اجتماعی -سیاسی- ارتباطی- - فرهنگی و ...

قضاوت و نتیجه گیری عجولانه ! ...

مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله‏اش در قطار نشسته بود.

در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد : “ پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند ” مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه ۵ ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: ” پدر نگاه کن دریاچه ، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند.”
زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:” پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند : “‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!”
مرد مسن گفت: ” ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.
امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!!!

نتیجه اخلاقی "ما نباید بدون دانستن تمام حقایق نتیجه‏ گیری کنیم"
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 8:56  توسط عبدالرسول قنبری  | 

داستان دختری که خدا از او عکس می‌گرفت!

دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد.


بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

مادر كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.

اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد.

زمانیكه مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!

باشد كه خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی كنارتان باشد. در طوفانها لبخند را فراموش نكنید!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 8:55  توسط عبدالرسول قنبری  | 

عید نوروز مبارک باد

 

                                                                                                                                                         زكوي يارمي آيد نسيم باد نوروزي
                                             ازاين باد ارمددخواهي چراغ دل برافروزي

هر 1000سال 1 بار فرشته ها قالي جهان را در7 آسمان مي تكانند تا گرد و خاك 1000 ساله اش
بريزد و هر بار با خود مي گويند: اين نيست قالي كه قرار بود انسان ببافد. اين فرش فاجعه است.
با زمينه سرخ خون و حاشيه هاي كبود معصيت ، با طرح هاي گناه و نقش برجسته هاي ستم.
فرشته ها گريه مي كنند و قالي آدم را مي تكانند و دوباره با اندوه بر زمين پهنش مي كنند. 

رنگ در رنگ ، گره درگره، نقش در نقش ، قالي بزرگي است زندگي ، كه تو مي بافي و من مي
بافم و او مي بافد ، همه بافنده ايم ، مي بافيم و نقش مي زنيم ، مي بافيم و رج به رج بالا مي
بريم ، مي بافيم و مي گستريم . دار اين جهان را خدا بر پا كرد و خدا بود كه فرمود: ببافيد و آدم ،
نخستين گره را بر پود زندگي زد. و هر كه آمد ، گره اي تازه زد و رنگي ريخت و طرحي بافت و
چنين شد كه قالي آدمي ، رنگ رنگ شد ، آميزه اي از زيبا و نازيبا، سايه روشني از گناه و
صواب ، گره و طرح و نقش شما هم بر اين قالي خواهد ماند و هزاران سال بعد، آدميان بر فرشي
خواهند زيست كه گوشه اي ازآن را تو بافته اي، اميدوارم گوشه اي را كه سهم توست زيباتر
ببافي تا براي آيندگانت ترسيمي از روشني و نور و صفا و پاكي را جلوه گر شود . انشاءالله 

فرا رسيدن عيد نوروز كه پيام آور شادي ها و دگرگون كننده دلهاست را به جنابعالی و خانواده
محترم تبريك و تهنيت عرض نموده و اميدوارم سال 1390 سالي سرشار از موفقيت و بهروزي و
شاد كامي باشد 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 11:3  توسط عبدالرسول قنبری  | 

به استقبال بهار و عید باستانی

يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار 

يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را كه نشانه قدرت لايزال الهي و تجديد حيات طبيعت مي باشد رابه تمامي عزيزان تبريك و تهنيت عرض نموده و سالي سرشار از بركت و معنويت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان براي شماعزيزان مسئلت دارم.

باز می آید بهار و می دمد 

سبزه ها ، گل ها ز قلب سرد خاک 

باز می آید بهار و می برد 

رنگ غم از چهره های خوب و پاک 

  باز خورشید قشنگ و مهربان 

دستهای گرم خود وا میکند 

می نشیند گوشه ای و باز هم 

کوچ سرما را تماشا می کند 

   برفها را در بغل جا می دهد 

تا ز شرمی آتیشن آبش کند 

چشمه را سیراب از چشمان برف 

بید را با باد بی تابش کند 

  با دوچشمانی خمار آنسوی تر  

می نشیند در تماشای بهار
 

عطرباد و رقص ناز نسترن 

مستی آن آهوان بی قرار 

  با نگاهش ناز نرگس می خرد 

تا ز جامی باز سر مستش کند 

خنده ی سرخ شقایق را ببین 

باز می آید زغم هستش کند 

باز می خندد به چشم روزگار 

باز می بوسد گل روی زمین 

باز هم با دست گرمش می کشد 

عاشقی در لحظه های واپسین 

  می رسد از ره بهار و باز عشق 

بر رخ عالم تبسم می کند 

عالمی دیدم که از لبخند عشق 

باز دست و پای خود گم می کند 

می رسد از پیچ و خم های زمان 

میکند با قلب عالم گفتگو 

می شود با با باد و باران همسفر 

مهربانی را کند او جستجو 

می رسد اینک بهار از راه دور 

از دیار کوروش و جمشید وکی 

از ازلها از همیشه تا ابد 

می رسد همراه چنگ وعود ونی 

می رسد هنگام تحویل زمین 

می رسد نوروز جاویدان ما 

می رسد اینک بهار و عید نو 

 یادگار کهنه ی ایران ما 
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 9:58  توسط عبدالرسول قنبری  | 

روزنامه‌نگار يا فعال سياسي؟

نوشته‌شده به دست ميرزاخاني در مارس 1, 2011

آيا مي‌توان هم خبرنگار و روزنامه‌نگار بود و هم فعاليت سياسي كرد؟ آيا اين دو نقش با هم در تضاد هستند يا نه؟ 

اينها پرسش‌هايي است كه در يك سال اخير، بيش از گذشته در ميان روزنامه‌نگاران و خبرنگاران ايراني چالش‌برانگيز شده است. 

برخي مي‌گويند به دليل شرايط سياسي ايران، خبرنگاران ناچار هستند فعاليت سياسي داشته باشند اما در مقابل گروهي هم هستند كه اين دو نقش را در تضاد با يكديگر مي‌بينند.

يكي از اصول مهم اخلاق روزنامه‌نگاري كه توسط انجمن روزنامه‌نگاران حرفه‌اي در امريكا (SPJ) منتشرشده، «رعايت استقلال» در روزنامه‌نگاري است.

بر اساس اين اصل مهم، روزنامه‌نگاران بايد از «مداخله در سياست» و «تضاد منافع» دوري كنند. اين انجمن مي‌گويد روزنامه‌نگاران بايد از وابستگي به انجمن‌ها، گروه‌ها و قرار گرفتن نام‌‌شان در كنار افراد و فعاليت‌هايي كه اعتبار حرفه‌اي آنها را خدشه‌دار مي‌كند، خودداري كنند.

در بسياري ديگر از رسانه‌هاي حرفه‌اي دنيا نيز اين اصول اخلاقي مورد‌ پذيرش قرار گرفته و هر رسانه‌اي با تدوين مرامنامه‌اي اخلاقي، به آنها پايبند است.

اما در ايران برخي روزنامه‌نگاران هنگام معرفي خود، عنوان‌هايي مانند «فعال سياسي» نيز به همراه دارند. مگر مي‌شود «فعاليت سياسي» به سود جريان يا حزبي خاص داشت اما دچار «تضاد منافع» نشد؟

عضويت يا وابستگي يك روزنامه‌نگار به جريان خاص سياسي، او را هنگام پوشش خبرهاي حزب و گروهي كه به آن وابسته است، دچار «تضاد منافع» (تضاد بين منافع حزب سياسي و اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري و وفاداري به شهروندان) مي‌كند. چنين روزنامه‌نگاري با وابستگي سياسي به يك حزب، تنها يك سوي ماجرا را مي‌بيند و سوي مقابل را آن‌گونه كه در ايران رواج دارد، «باطل» مي‌پندارد.

در رسانه‌هاي متعلق به دو جريان سياسي اصولگرا و اصلاح‌طلب در ايران، خبرها و گزارش‌ها عمدتاً يكطرفه نوشته مي‌شوند و طرف مقابل يا اصلاً ديده نمي‌شود يا «سياه» جلوه داده مي‌شود. دليل عمده اين رفتار جانبدارانه، غلبه وابستگي‌هاي سياسي بر روزنامه‌نگاري است.

مگر مي‌شود مثلاً به احزاب و گروه‌هايي مانند موتلفه اسلامي، اعتمادملي، مردم‌سالاري و… وابستگي داشت اما ادعا كرد هنگام انجام وظيفه حرفه‌اي، استقلال روزنامه‌نگار خدشه‌دار نمي‌شود؟

استقلال حرفه‌اي روزنامه‌نگار به اين معنا نيست كه روزنامه‌نگار تمايل سياسي ندارد، بلكه به اين معناست كه روزنامه‌نگار بايد تلاش كند تا از عضويت يا وابستگي به احزاب و سوءاستفاده آنها و مراجع قدرت و گروه‌ها و انجمن‌ها دوري كند. 

مداخله در سياست، وظيفه سياسيون است نه روزنامه‌نگاران. نقش‌هاي عرصه سياست با نقش‌هايي كه يك روزنامه‌نگار بايد انجام دهد، تفاوت دارد. يك سياستمدار به حزبش وفادار است و به قدرت مي‌انديشد و بر پايه لابي و سازش تلاش مي‌كند اهداف حزب خود را پيش برد. اما روزنامه‌نگار به قدرت وفادار نيست، بلكه بايد به مردم و مخاطبان وفادار بماند و ناظر مستقل قدرت باشد.

با اين حال در ايران هنوز رعايت اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري جدي گرفته نشده و برخي روزنامه‌نگاران و خبرنگاران برخلاف اصول حرفه‌اي رفتار مي‌كنند. بعضي پايبندي به اين اصول را «ناممكن و شيك» مي‌دانند و جدايي اين دو را در ايران «ادعايي گزاف» مي‌خوانند و گروهي ديگر مي‌گويند اكنون هنگام مناسبي براي رعايت اصول اخلاقي و حرفه‌اي روزنامه‌نگاري در ايران نيست.

هر كدام از اين دو استدلال‌ها «توجيهي» است براي دور شدن از «اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري». مگر مي‌توان فوتباليست بود اما كرنر را با دست زد؟ قواعد بازي فوتبال در كشوري مانند بريتانيا با وجود باشگاه‌هاي حرفه‌اي با قواعد بازي فوتبال در كشوري مانند ايران با وجود باشگاه‌هاي غيرحرفه‌اي هيچ تفاوتي ندارد. تفاوت تنها در اين است كه در بريتانيا، فوتبال حرفه‌اي وجود دارد ولي در ايران هنوز فوتبال حرفه‌اي نشده است اما با اين وجود بازيكنان فوتبال در ايران و برخي باشگاه‌ها تلاش مي‌كنند سطح فوتبال خود را براي رسيدن به فوتبال اروپا بهبود ببخشند، نه آنكه با فهرست كردن هزار و يك دليل، از حرفه‌اي شدن فاصله بگيرند و آن را توجيه كنند.

روزنامه‌نگاري نيز حرفه‌اي است كه اصول خود را دارد و نمي‌توان نقض آنها را با هر بهانه‌اي توجيه كرد. با اين وجود نمي‌توان انكار كرد كه آنچه در روزنامه‌نگاري ايراني جريان دارد، كمترين نزديكي را با استانداردهاي بين‌المللي اين حرفه دارد اما اين وضع هم نبايد سبب شود كه براي رسيدن به اين استانداردها تلاش نكرد.

در سال 1989 ليندا گرين‌هاوس خبرنگار روزنامه نيويورك‌تايمز كه مسووليت پوشش خبرهاي مربوط به ديوان عالي امريكا را بر عهده داشت به علت مشاركت در تظاهرات «آزادي انتخاب» كه در حمايت از حق سقط جنين برپا شده بود، مورد سرزنش قرار گرفت. اين زن خبرنگار مشاركت خود در اين تظاهرات را «فعاليت سياسي گمنام» توصيف كرد و در دفاع از خود گفت توجه ديگران را به خود جلب نكرده است. وي گفت: من نيز همانند زنان ديگر و نه يك خبرنگار بدون آنكه توجه ديگران را به خود جلب كنم در اين تظاهرات شركت كردم. با اين حال مسوولان روزنامه نيويورك‌تايمز اعلام كردند راهپيمايي گرين‌هاوس حرفه خبرنگاري وي را به مخاطره انداخته است و به همين علت وي را توبيخ كردند. (عناصر روزنامه‌نگاري، بيل كوواچ و تام روزنستيل، صص 143و144)

به تازگي نيز راديوي ملي عمومي امريكا (NPR) كاركنان و روزنامه‌نگاران خود را از شركت در تجمع بزرگ ليبرال‌ها در واشنگتن در آستانه انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا كه چند هفته پيش برگزار شد، منع كرد. اينها تنها نمونه‌اي از رفتار حرفه‌اي دو رسانه است اما در ايران هنگام انتخابات، بيشتر رسانه‌ها و خبرنگاران‌شان برخلاف اصول حرفه‌اي، وارد فعاليت سياسي مي‌شوند و حتي به ستادهاي انتخاباتي مي‌پيوندند و در نقش «پروپاگاندا» ظاهر مي‌شوند.

روزنامه‌نگار مي‌تواند مثلاً در يك گردهمايي سياسي يا يك تجمع حضور داشته باشد اما نه به عنوان يك طرف ماجرا بلكه به عنوان خبرنگاري كه قرار است روايت‌كننده رويداد براي مخاطب باشد.

گروهي مي‌گويند چون احزاب قدرتمند سياسي در ايران وجود ندارد، رسانه‌ها بايد نقش آنها را بازي كنند. هنگامي كه احزاب قدرتمند در ايران وجود ندارد چرا اين تلقي رواج داده مي‌شود كه روزنامه‌نگاران بايد جور آنها را بكشند؟ چرا براي پوشاندن يك ضعف و كاستي و مشكل، گروهي ديگر بايد تاوان بدهند؟ چرا فقدان احزاب قدرتمند سياسي بايد سبب شود كه برخي روزنامه‌نگاران چنان از آميختگي فعاليت سياسي و روزنامه‌نگاري دفاع كنند كه گويي روزنامه‌نگاري ايراني را بايد تافته‌اي جدابافته از استانداردهاي حرفه‌اي اين شغل در نظر گرفت؟

به بيراهه نبايد رفت. اين وظيفه روزنامه‌نگاران نيست كه جاي خالي احزاب را پر كنند. تلاش براي آميختگي فعاليت سياسي و روزنامه‌نگاري در ايران، هم به روزنامه‌نگاري در اين مملكت آسيب‌هاي جدي مي‌رساند و هم سيكل معيوب فعاليت‌هاي سياسي را پيچيده‌تر مي‌كند. 

فعاليت سياسي در ايران جذابيت‌هاي خاص خود را دارد. برخي محبوب شدن نزد افكار عمومي از طريق فعاليت سياسي را به روزنامه‌نگار ماندن ترجيح مي‌دهند. اگر يك روزنامه‌نگار فضاي سياسي كنوني ايران را «توجيهي» براي نقض پي‌درپي اصول حرفه‌اش قرار داده و به آن «افتخار» مي‌كند و عملش را سبب «محبوب‌ ماندنش» مي‌داند، بهتر است با شهامت بپذيرد كه لباس «روزنامه‌نگاري» را به كناري نهاده و لباس «فعال سياسي» را بر تن كرده است
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 9:2  توسط عبدالرسول قنبری  | 

روابط عمومی به عنوان یک حرفه

مترجم: مهسا آستانه

روابط عمومی به عنوان یک حرفه: تحلیل محتوای برنامه‌های آموزشی در "ایالات متحده‌ی آمریکا"

نویسنده: کریشنا مورتی سری‌رامش و لیزا بی.هورنمن (KRISHAMURTHY SRIRAMESH AND LISA

B. HORNAMAN)         

در این تحقیق سعی می شود تا کارایی برنامه‌های دانشجویان کارشناسی رشته روابط عمومی در "ایالات متحده آمریکا" را مورد ارزیابی قرار دهیم. در این تحقیق، 155 مربی روابط عمومی و افراد شاغل در این رشته مورد سنجش قرار گرفتند تا عقاید آنان در مورد مسائل ذیل مشخص شود:

آیا دانشجویان از دانش و تجربه کافی برخوردار هستند تا در حرفه‌ی روابط عمومی مشغول به کار شوند؟ از نظر پاسخ دهندگان، دانشجویان چه دانش و مهارت‌هایی باید داشته باشند تا در کار خود حرفه‌ای و موفق باشند؟ فارغ التحصیلان بر چه مهارت‌هایی باید تسلط داشته باشند؟ و اینکه ویژگی‌های حرفه‌ی روابط عمومی چیست؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 8:11  توسط عبدالرسول قنبری  | 

اصول 9 گانه روزنامه‌نگاری

روزنامه نگاری - ترجمه: امید جهانشاهی

در سال 1997 موسسه «پیو» برای تعیین و شناسایی اصولی برای روزنامه‌نگاری از شهروندان و اهالی خبر تحقیقی انجام داد. از جمله نتایج این تحقیق گسترده انتشار 9 اصل برای روزنامه‌نگاری بود. این موارد مبنای تالیف کتاب «اصول روزنامه‌نگاری» بود که تام رزنستال (مدیر مرکز پیو) و بیل کواچ رییس کمیته دغدغه‌های روزنامه نگاران (CCJ) و معاون ارشد موسسه پیو آ‌ن‌را نوشتند. در اینجا این اصول به عنوان خطوط اصلی گزارش اولیه تحقیق ذکر می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 8:3  توسط عبدالرسول قنبری  | 

روان شناسی انتخاب همسر یا « ازدواج موفق »

نمی دانم برای ازدواج بايد صحبت‌ های جالب « سقراط » را شنيد كه گفت :
" ازدواج كردن و ازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است " ولی بااین حال ،ازدواج كنيد زيرا اگر زن خوبی گرفتيد بسيار خوشبخت خواهيد شد اما اگرگرفتار زن بدی شديد ناخودآگاه « فيلسوف بزرگی » خواهيد شد!!! "
یـا بايد نصيحت « فرانكلين » را به خاطر سپرد ! که گفت :
« پيش از ازدواج چشم‌هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را ببنديد »
اما سئوال اين جاست که چگونه بايد با ديـد باز و چشمانی بیدار ازدواج كرد؟
 نمی دانم ! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 16:48  توسط عبدالرسول قنبری  | 

ايران پيش از تاريخ

ما قبل تاریخ یا پیش از تاریخ به زمانی اطلاق می‌شود که انسان هنوز موفق به اختراع خط (نوشتار) نگردیده بود. از حدود ۳۶۰۰ سال ق. م. انسان موفق به اختراع خط گردید. پیش از این پنداشته می‌شد اولین مخترعین خط ابتدا سومریان (۳۶۰۰ پ. م.) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند. با کاوش‌های جدید مشخص شد اختراع خط و نوشته، مربوط به تمدن جیرفت در ایران است بر اساس سنگ نوشتهٔ جدیدی که در نوامبر سال ۲۰۰۷ در کاوشگاه جیرفت یافت شد. دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپه‌های باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی مانده‌است از جمله تل باکون ٍ جری ٍ موشکی و... در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ چغا میش و... در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 9:27  توسط عبدالرسول قنبری  | 

نامه چارلی به دخترش

نامه چارلی به دخترش

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 فرزند شد ولی فقط یکی از این ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 9:25  توسط عبدالرسول قنبری  |